تبليغاتX
تلخ و شیرین ، گاهی ملس


تلخ و شیرین ، گاهی ملس

کاریکلماتور و مطالب طنز

۱  - «پری»روز ، زیباترین روز بود.

۲  - تور ، ماهی را در خاک غرق کرد.

۳  - حجاب کلمات ، از فشار سانسور بود.

۴  - کارگر مرغ داری هم قاطی مرغ ها شد.

۵  - كسي را ديدم «ايستاده» ، «خوابيده» بود.

۶  - در «آی سی یو» ، عزرائیل به بیمار گفت: «آی سی یو».

 ادامه مطلب را در  سایت لوح  و یا سایت کانون ادبیات بخوانید.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 7:43 توسط حسین ناژفر| |

۱  - نان وا ، اسپانسر سریال راز بقا شد.

۲ - تولد ، سر مقاله ی کتاب  ِ عمر است.

۳  - گاهی پرگار عقل ، مثلث رسم می کند.

۴  - هپاتيت  ِ درختي ، با ظهور پاییز اتفاق افتاد.

۵  - گاهی دل شوره ها ، نمک زندگی می شوند.

۶  - سیاسی بود ، از خانه اش بوی قرمه سبزی می آمد.

 ادامه مطلب را در   سایت لوح  بخوانید.

نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389ساعت 14:33 توسط حسین ناژفر| |

۱ - بي كله ای ، سرشناس شد.

۲  - سايه ات ، نگاهم را آفتابي كرد.

۳  - طوفان ، خمیازه ی بلند  ِ باد است.

۴  - پول و نشر هر دو  چاپیدنی هستند.

۵  - «آپارتاید»ی با «سیاه» زخم جان سپرد.

۶  - کار  ِ مرگ ، به انزوا كشیدن زندگي است.

  ادامه مطلب را در  سایت لوح   بخوانید.

نوشته شده در شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 6:59 توسط حسین ناژفر| |

۱ - قفس ، پر انتظارترين ‎ايستگاه  ِ پرواز است. 

۲ - آينه ، اولين دانشمند شبيه سازي است.

۳ - درخت  ِ كوير ، نياز به «آب‎ درماني» دارد.

۴ - غم ، ماهرترين خطاط   ِ چهره است.

۵ - «جاذبه» ، قانون  ِ «افتادن»  است.

۶ - پر چكه ترين سقف ، سقف  ِ  بهار است.   

ماهنامه پیوند  اسفند  ماه  88 شماره ۳۶۵  - صفحه ۴۳

نوشته شده در پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 7:3 توسط حسین ناژفر| |

۱  -  با نگاهت به غواصی قلبم آمدی.

۲  - باد ، بی كلك ترین كلاه بردار است.

۳  - جلادی ریسنده شد، با پنبه سر برید.

۴  - آدم دندان گرد ، نان چهارگوش می خورد.

۵  - گربه ماهی ، از ترس خودش شب نخوابید.

۶  - همیشه «زبان» را به  «جبر» ترجیح داده ام.

  ادامه مطلب را در سایت لوح بخوانید.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 22:7 توسط حسین ناژفر| |

1 - «سارا»ی اين زمانه ، عاشق  ِ «دارا» مي شود.

2 - كار ، جوهر  ِ مرد است. تمام زندگيم جوهري شده.

3 - وصله ، جوراب هاي  ِ كهنه را باهم «جفت» می کند..

4 - سقوط ، بزرگ ترين سوتي  ِ پرواز است.

5 - ماهي  ِ «آزاد » ، «اسير  ِ » دريا است.

6 - پيري ، برفي‎ترين هواي  ِ عمرم  ‎بود.

7 - نابينا ، چشم  ِ ديدن  ِ مرگ را ندارد.

8 - كندوي ِ قلبم ، جايگاه  ِ چشمهاي  ِ عسلي  ِ تو  است.

9 - پسته‎ي ايام  ِ خشك‎سالي ، به روي  ِ كسي لب‎خند نمي‎زند.

10- قفسي كه آلزايمر مي‎گيرد ، خانه‎ي ‎اميد  ِ ‎پرندگان ‎مي ‎شود.

11- درخت ِ هميشه‎سبز ، از خواب  ِ زمستاني‎ گريزان است.

12- بی مهره گان ، به واشر نياز ندارند.

13- ناشنوا ، از خودش‎هم حرف شنوي ندارد.

14- حضرت  ِ عزراييل ، ُسراينده‎ي «غزل خداحافظي» است.

روزنامه قدس 24 دیماه 88 شماره 6325 سوسه  (پارازیت)

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 8:44 توسط حسین ناژفر| |

«سايه بان»، مادر  ِ ‌«سايه» است.‏

زندگي، بر عصاي مرگ تكيه مي كند.‏

چكه‎ي قلبم را با عشق، ايزو گام كردم.‏

‏«كله گنده»، «سرشناس»ترين آدم است.‏

‏«شكوه  ِ علفزار» را درشكم  ِگوسفند ديدم.‏

مغزم، در كوران ِ حوادث از خواب بر مي خيزد.‏

جنگ ِ سرد، كار و بار يخ فروش‏‎ها را سكه كرد.‏

 ادامه مطلب را در سایت سایت کانون ادبیات ایران بخوانید.

نوشته شده در یکشنبه بیستم دی 1388ساعت 17:48 توسط حسین ناژفر| |

عاشق  ِ هم نوازی اركستر هستم.

گرگ و میش، خون بارترین طلوع است.

دور اندیش، گاهی نزدیك را گم می كند.

نبضم عاشق  ِ ترانه ی «دل ای دل» است.

دادگاه «تجدید» نظر، «شهریور» برگزار شد.

معلم ریاضی با حواس «جمع» درس می داد.

  ادامه مطلب را در سایت لوح بخوانید.

نوشته شده در شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 9:11 توسط حسین ناژفر| |

1- تنها ننگ ِ رياضيات ، درس  ِ جبر است.

2 - نابينا ، دربيداري‎ هم رويا مي‎بيند.

3 - تاج  ِ دندان ، بي خاصيت‎ترين تاج است.

4 - پسته‎ي كله قوچي ، شاخ  ِ خشكبار است.

5 - بيناترين حرف در الفبا ، «هـ » دوچشم است.

6 - نردبان  ِ ‎چوبي ، همان‎درخت ِ آتِل ‎بندي‎شده است.

7 - خشك سالي ، شناسنامه‎ي شير  ِ آب را باطل كرد.

8 - دهانم ، قفس ‎ ِ كوچكي‎براي‎ ميناي‎دندان‎هايم‎است.

9 - ماهي  ِ «بيگ هِد» ، كله گنده‎ي ماهي‎ها است.

۱۰- سايه ، نرم‎ترين تن پوش  ِ ديوار است.

روزنامه شهر آرا (نشر در مشهد) ۱۹ آذر 88 شماره ۱۶۴ 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 7:31 توسط حسین ناژفر| |

چكیدن ، تولد  ِ باران است.

رودخانه هم اهل طغیان است.

فقیر هم «ضعف ران» می گیرد.

نارنج ، با ضامن متولد می شود.

بی كله، دچار سردرگمی نمی شود.

اسب ها، به چشم پوشی عادت دارند.

 ادامه مطلب را در  سایت لوح بخوانید.

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 7:47 توسط حسین ناژفر| |

Design By : Night Melody