کاریکلماتورهای تلخ و شیرین ، گاهی ملس
دل نوشته های حسین ناژفر
بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 1
- به برق هم پیشنهاد پست شد : پست فشار قوی. 2 - گرسنه از «پا» در آمد ،
«دست» كاره اي نبود. 3 - تفاوت
غیبت ساعتی و روزانه در محاسبه ی روز جزا است. 4 - ای کاش سیاهه ی عمر با سپیدی اعمال پر شود. 5 - رکود
، آدم ها را مثل سیم کارت اعتباری می کند. 6 - دکتر
، عضو انجمن بدنویسان شد. 7 - ساعت عقیم ، خالی از
لحظه ها است.(اصلاح شده) 8 - فرصت
طلب جانماز را قبل از خشک سالی آب کشید. 9 - تیر خلاص فاصله ی دو
جهان را به صفر می رساند. 10 - بعضی از این سو و بعضی از آن سوی چشمم
افتاده اند. 11 - کتاب وداع با اسلحه را مکمل کتاب جنگ و
صلح می دانم. 12 - تنها دعای نم کشیده ، دعای باران است. 13- رکود فاصله ی بین بی کاری و اشتغال را پر
می کند. 14 - ای کاش لاک غلط گیر بتواند جلوی هر غلطی را بگیرد. 15 - کودک خیال ام ، آرزوی مهد کودک به گور برد. 16 - سرطان ، سین اول سفره ی هفت سین ترافیک
است. 17 - عزراییل کفن عافیت بر تن بیمار بد حال پوشاند. 18 - جای هِندِل در زندگی بعضی ها خالی است. دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی) بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 2
- كودك خيالم را ، از شير گرفتم. 3 - سيم ِ آخر ،
صدای خوشی ندارد. 4
- تا «آن روي ِ سكه» ، راهی نیست. 5 - ماشین «بی باک» ، مفت نمی ارزد. 6
- زلزله ، کابل برگردان خط زندگی است. 7 - هنجار بوی نا گرفت ، ناهنجار متولد شد. 8
- ديدنيترين روي سكه ، روي دیگر آن است. 9 - دکان جنگل را با بریدن درختانش تخته کردند. 10- صاحب خانه ای جواب کرد ، پیاده رو پذیرش کرد. 11-
«سایت غنی سازی» ، دهان فقیر را آب انداخت. 12- عاشق تفنگي هستم كه با بوي باروت غريبه است. 13- فقیر هم مانند بنای خشتی از فقر آهن رنج می برد. 14-
بهترین «مدافع حقوق بشر» در نوک حمله بازی می کند. 15-
گاهی برای ایجاد اختلافات ، انتخابات راه می اندازند. 16-
در كارگاه ِ خم كاري ِ زمانه ، فقط كمر خم مي كنند. 17- سنگ قلاب ، فنی ترین شیوه ی فرافکنی است. 18-
گربه ماهي ، از ترس خودش شب نمی خوابد. 19- بساز و بفروش اهل «تبادل ارضی» است. 20-
آزمون مرگ ، بدون کنکور انجام می شود. 21-
حاشیه ، امن ترین محل زندگی است. 22- یکی جیب دوخت و یکی جیب بُر شد. 23-
تنها آرزويم ، انقراض «خط فقر» است. 24-
سايهام ، سينهخيز تعقيبم مي كند. 25-
هوادار ، بی هوا به دام افتاد . 26-
چرای گوسفند پاسخ ندارد. دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی) بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 1 - آدم پخته ، بوی الرحمان می گیرد. 2 - متهم ردیف اول ردیف آخر نشسته بود. 3 - آینده ، در دستور زبان بحران جایی ندارد. 4 - سیل تو سرزنان از شیب دره سرازیر شد. 5 - رکود ، خیابان را لنگرگاه جوان بی کار کرد. 6 - لبنیاتی ینگه دنیا ، آدم ها را «چیز» خور می
کند. 7 - درخت ها بعد از قطع شدن به یکدیگر تنه می
زنند. 8 - ای کاش دندان پزشک دندان طمع را هم می کشید. 9 - عجب معماری است آن که از کاه ، کوه می سازد. 10 - روی
ماهت را گرفته بودی ، نماز آیات خواندم. 11 - فاعل
و مفعول فتنه های دستور زبان هستند. 12 - خِشتَک
عده ای ، قربانی گام بلند می شود. 13 - گرانی
گفت سرم را بشکن نرخ ام را نشکن. 14 - زخم بستر ، آخرین تن پوش بیمار شد. 15 - به ورم گرانی ، تورم می گویند. ودر سایت لوح بخوانید سری 63 کاریکماتورهایم را دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی) بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 1 - بکش تا زنده بمانی شعار سلاخ است. 2 - تابلوی شنا ممنوع ، ماهی را دل خور کرد. 3 - خِشتَک عده ای
، قربانی گام بلند می شود. 4 - روی ماهت را گرفته بودی ، نماز آیات خواندم. 5 - در کاسه ی داغ تر از آش هیچ
آشی سرد نمی شود. 6 - باد
مساعد وزید ، هوادار حزب باد مشغول باد تنی شد. 7 - مرغوب ترین نانی که می
شناسم ، نان شب است. 8 - آدم
ها برای لرزیدن به بید اقتدا می کنند. 9 - عاشق بیدی هستم که از باد
نمی لرزد. 10- زمان حال ، با حال ترین
زمان است. دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)
بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 2 - زخم نا کار ، کاری از آب در آمد. 3 - حباب آب ، طاقت تلنگر هم ندارد. 4 - بیداری معتاد با چُرت پر می شود. 5 - ازدواج مجدد ، انتخاب همراه دوم است. 6 - آلمانی ها مارک دار ترین آدم ها هستند. 7 - معلم ریاضی درگیر مسایل خانوادگی بود. 9 - تیر خلاص قبل از عزراییل به محل حادثه رسید. 10 - پیچ جاده به مهره ی هیچ ماشینی نمی خورد. 11 - با بخار ترین شیشه ها زمستان زاده می شوند. 12 - زمستان با شن و نمک حال خیابان را پرسید. 13 - ترافیک سحر خیزترین رهگذر خیابانی است. 14 - مرگ ، پس انداز عمر است برای روز مبادا. ودر سایت لوح بخوانید سری 62 کاریکماتورهایم را دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)
بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 1 - فقر ، دهان کفش را هم باز کرد. 2 - پارکینسون آدم را روی ویبره می گذارد. 3 - موسیقی دان بیمار با «رادیو دارو» درمان شد. 4 - تیر خلاص قبل از
عزراییل به محل حادثه رسید. 5 - ای کاش جاده ی زندگی پر از ایستگاه «همت» باشد. 6 - درخت پاییز خانه تکانی و پیش از بهار جابجا می شود. 7 - زنبورعسل بر گل قالی نشست ، عسل اش بوی جوراب گرفت. 8 - گرگ با هی هی چوپان بی عُرضه رقص بندری می کند. 9 - دندان طلا ، نسخه ی زرکوب دندان است. 10- بعضی از
بیمارستان ها ، هتل آخرت هستند. 11- بیابان درمانی هم شاخه ای از پزشکی شد. 12- کامپیوتری اهل دل از آب در آمد، او را «دل» نامیدند. 13- در «آی سی یو» ، عزرائیل به بیمار گفت: «آی سی
یو». 14- آب آورده را آب می برد اگر خشک سالی امان دهد. 15- فکر می کنم چاپگرهای چند کاره پارتی دارند. لینک مطالب در لیچار نشریه الکترونیکی شعر ایران دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)
بازنشر مطالب این وبلاگ با ذکر نام نویسنده و نام وبلاگ مجاز مي باشد 1 - دانشجو معتاد شد ، واحدهای عملی بر داشت. 2 - خودپرداز هيچ بانكي «حقوق بشر»را پرداخت نمي كند. 4 - باران ، زبان ِ ناودان را باز کرد. 5 - خیاط
کهنه کار ، پیراهن نو می دوزد. 6 - آب تشنه بود ، سر در خود
فرو برد. 7 - بالیدن ، آرزوی پرنده ی
در بند است. 8 - کفش
فقیر با لبخند ، اشک او را در آورد. 9 - فصل
اتحاد همان فصل محرک ریاضیات است. 10- مرخصی اجباری قلم با فقر
فرهنگی آغاز شد. 11- با ادب ترین دزدی که دیدم ، سارق ادبی بود. 12 - خواب زمستانی بهار ، از تابستان آغاز می
شود. 13 - برج ساز گفت: از سر این برج تا آن برج فرج
است. 14 - ارتباطات رادیویی هم گاهی نا مشروع از آب
در می آیند. 15 - شیرین ترین نوایی که شنیدم از دهان نی شکر بود 16 - در «آی سی یو» ، عزرائیل به بیمار گفت: «آی سی یو». 17 - شاعران با مشاعره وگروهی بامشاجره عمر
می گذرانند. 18 - ترك تحصيلكرده،همهي ماههايش سه ماه تعطيلي شد. 19 - بیمار «رادیو دارو» خورد ، موج اش عوض شد. 20 - آدم ها در بورس با هم کورس می گذارند. 21 - مرگ ، بازی خداحافظی آدم ها است. 22 - فقر ، دهان کفش را هم باز کرد. لینک تصویرکاریکلماتور در مجله طنز و کاریکاتور بچه مشد - مهرماه دیگر کاریکلماتورهایم هر روز در روزنامه آفرینش - شاپرک(ستون اجتماعی)
1 - مرگ ، ته
نوشت عمر است.
متهم ردیف اول
1 - حادثه ، واحد تولید خبر است.
| Design By : Night Melody |


